![]() |
![]() |
|
|
من خواب باران می بینم و تو خواب دریا ... ما این چنین زاده شدیم : ازخاک ... اما تشنه ی باران .. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 15:40 توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من به خود می گویم که چرا تنهایم ودراین تنهایی هیچکس نیست که با کوک دلم ساز کند هیچکس نیست کز احساس دلم سهم برد ودر اندیشه این تنهایی همچنان تنهایم
|
| پیوندهای روزانه |
|
غزل پرسه کلبه تنهایی من او ندارم کوه غم صهبای رضوان حریم عشق mitridats غریبه روزمرگی قلب من مال کیه؟ آدمها رو عشقشون پا میذارن آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
زمزمه با خدا راهی به سوی خوشبختی غزلهای دلم کنترل ذهن و مثبت اندیشی رازهایی در مورد عشق داستان ازدواج موفق بال هایت را کجا جا گذاشتی؟(عرفان نظر آهاری) |
|
RSS
|
|
كل بازديد ها :
|