![]() |
![]() |
|
|
چه میهمانان بی دردسری هستند عاشقان نه به دستی ظرفی را چرک میکنند نه به حرفی دلی را آلوده تنها به شمعی قانعند و اندکی سکوت |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 11:23 توسط الهام |
|
|
تنها بادی که وزید می دانست که چقدر دلم تنگ شده است که چقدر دلم می خواهد که سرم را روی شانه های باران می گذاشتم و گریه می کردم پاییز است و دوست داشتن تو دیگر دلیل نمی خواهد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 8:36 توسط الهام |
|
|
مهربانی را اگر قسمت کنیم من یقین دارم به ماهم می رسد آدمی گرایستد بربام عشق دستهایش تا خدا هم می رسد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 22:47 توسط الهام |
|
|
باغ امسال چه پاییز عجیبی دارد شاخه با ریشه خود حس غریبی دارد خاک شکوفا شدنش نیست دگر باخبر گشته که دنیا چه فریبی دارد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 21:46 توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من به خود می گویم که چرا تنهایم ودراین تنهایی هیچکس نیست که با کوک دلم ساز کند هیچکس نیست کز احساس دلم سهم برد ودر اندیشه این تنهایی همچنان تنهایم
|
| پیوندهای روزانه |
|
غزل پرسه کلبه تنهایی من او ندارم کوه غم صهبای رضوان حریم عشق mitridats روزمرگی قلب من مال کیه؟ آدمها رو عشقشون پا میذارن آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
زمزمه با خدا راهی به سوی خوشبختی غزلهای دلم کنترل ذهن و مثبت اندیشی رازهایی در مورد عشق داستان ازدواج موفق بال هایت را کجا جا گذاشتی؟(عرفان نظر آهاری) |
|
RSS
|
|
كل بازديد ها :
|