![]() |
![]() |
|
|
روی تابلویی دیدم نوشته بود: ضایعات شمارا خریداریم. هرچه فکر کردم که ببینم ما چه ضایعاتی داریم بفروشیم دیدم چیزی نداریم جز عمری که ضایع شده....!!!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 21:38 توسط الهام |
|
|
دل روشنی دارم ای عشق صدایم کن از هر کجا می توانی مرا می شناسی ای عشق؟ من از آشنایان احساس پاک آبم مرا زنده کن زیر آوار باران مرا پل بزن تا سپیده به دستم چراغ دلم را گرفتم ودر کوچه٬ باران چه یک ریز و سرشار گرفتم به سر چتر باران |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 17:37 توسط الهام |
|
|
کاش آن آیینه ایی بودم که به هر صبح تو را می دیدم می کشیدم همه اندام تو را در آغوش سرو اندام تو با آن همه پیچ با آن همه تاب آنگه از باغ تنت می چیدم گل صد بوسه ناب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 21:41 توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من به خود می گویم که چرا تنهایم ودراین تنهایی هیچکس نیست که با کوک دلم ساز کند هیچکس نیست کز احساس دلم سهم برد ودر اندیشه این تنهایی همچنان تنهایم
|
| پیوندهای روزانه |
|
غزل پرسه کلبه تنهایی من او ندارم کوه غم صهبای رضوان حریم عشق mitridats روزمرگی قلب من مال کیه؟ آدمها رو عشقشون پا میذارن آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
زمزمه با خدا راهی به سوی خوشبختی غزلهای دلم کنترل ذهن و مثبت اندیشی رازهایی در مورد عشق داستان ازدواج موفق بال هایت را کجا جا گذاشتی؟(عرفان نظر آهاری) |
|
RSS
|
|
كل بازديد ها :
|