![]() |
![]() |
|
|
به عشق میگن علاقه نه کفگیرو ملاقه دوست دارم یه عالمه اندازه یه قابلمه من عاشق تو هستم تو قابلمه نشستم یه لنگه کفش تو دستم منتظر تو هستم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 16:44 توسط الهام |
|
|
گاهی پیش میاد زمانی که فکر می کنی همه چیز بر وفق مرادته
یه طوفان ناگهانی یه حادثه پیش بینی نشده همه رویاهات رو
نابود می کنه اگه خودت رو هم بدست طوفان بسپاری
نتیجه ای جز نابودی برات باقی نمی مونه.
بحرانهای زندگی درست مثل یه باتلاق می مونن هر چی
بی قراریات بیشتر باشه زودتر از انچه که فکر کنی غرق
می شی دست روی دست گذاشتن وبه انتظار اینده نامعلوم
بودن هم کاری از پیش نمی بره.
به جای دست وپازدنهای بی حاصل ونشستن به انتظاراینده ئی
نامعلوم که ارمغانی جز ناامیدی برات نداره لحظاتی با آرامش به
راههایی فکر کن که می تونه باعث رهائیت بشه.
می دونم هنگام رویاروئی با مشکلات آرام بودن وآرامش داشتن
یه کم سخته اما خوب من لحظه ئی بیندیش با یه دل بی قرار
میتونی به ساحل آرام زندگی بازگردی ؟آرامش داشتن در
لحظات بحرانی می تونه برات یه سکوی پرتاپ باشه
به سوی موفقیت.
اگه موفقیتت رو در یه دریای پر خطر می بینی با یه دل
مطمئن وآرام نه از طوفانهای ناگهانی می ترسی و نه اینکه
در دل شب به دریا بزنی هراسی داری .
با اینکه می دونی دریای شب خطرناکه اما تو شنا را آموخته ایی
یه دل آروم و مطمئنم که داری پس شجاعانه خطرها رو برا
رسیدن به موفقیت می پذیری.
آرامش می تونه تو را به هر آنچه آرزویش را داری برسونه.اگه
دلت پر از اضطرب و پریشونی باشه بهترین غواص دنیا هم
که باشی نمی تونی حتی گنجی رو که در دل یه دریای آرام
پنهونه پیدا کنی وحتی ممکنه زندگیت رو هم نابود کنی. آرامش یکی از اون راههایی ست که تو ظلمت شبهای بی ستاره
همچون فانوسی می درخشد. آرامش کلید طلایی رهایی از مشکلاته .دلت رو ازتشویشهای زندگی
دورنگه دار تا راههای دیگری نیز برای رهایی بیابی. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 16:16 توسط الهام |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 16:35 توسط الهام |
|
|
بامدادامروزهمراهی توراخواستم ودورتادورتورا
بامدادسبزخطی کشیدم که نتوانی پروانه شوی
وازدستم بروی به همین دلیل است که هنوز با منی. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 10:14 توسط الهام |
|
|
سلام حتما یه چیزایی در مورد قانونمند شدن ازدواج موقت که وزیر کشور پیشنهاد داده شنیدید. جدا چند درصد از آقایون مخالف این طرحند؟؟ اصلا این طرح تا چه حدی می تونه مفید باشه؟ مشکل ازدواج یکی از مشکلات نسل جوونه پسرو دخترم نداره. می گن اگه ازدواج موقت قانونمند بشه و ترویج پیدا کنه مشکل پسرای جوون که توانایی مالی برای ازدواج دائم ندارن حل می شه پس مشکل دخترای جوون این وسط چی می شه؟؟؟؟؟؟؟ واقعا منفعت این طرح بیشتر از مضراتشه؟؟؟ به نظر شما از هم گسیختگی خانواده ها و مهمتر به دنیا اومدن بچه هایی که بعد یه مدت یا از داشتن پدر محرومن یا از داشتن مادر جزءمنافع ازدواج موقته؟ بچه هایی که سرنوشتشون می شه مثل بچه های طلاق. در آینده مشکلات این بچه ها با وجودی که دارای شناسنامه هم بشن کمتر از مشکلات فعلی جوونای ماست؟یعنی واقعا مشکل این بچه ها فقط نداشتن شناسنامه ست؟ کاش مسولان ما به جای ترویج این مسائل که بیشترین ضربه رو به دختران جوون می زنه وباعث می شه جوونا زیر بار مسولیت دائمی ازدواج نرن و یه جور به بی مسولیتی عادت کنن به فکر کارو بهبود وضعیت شغلی جوونا باشن . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 14:38 توسط الهام |
|
|
من تعبیر رویاهای سپیدم را در خنده های تو می بینم اما تو خوابهای مرا باور نمی کنی!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 19:44 توسط الهام |
|
|
این روزا هوای دلم بدجوری ابریه بعد تو دلتنگیهامو بر شیشه باران زده احساسم می نویسم خودت خوب می دونی ردپای مهربونیات رو دلم مونده نازنینم!عشق تو محراب همه خوبیهاست بیا تا آسمان غم گرفته زندگیم یه آسمون صاف بشه پراز ستاره های درخشان مهربانم همیشه چشم به راه تو خواهم بود |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 11:42 توسط الهام |
|
|
مرا صدبار اگرازخودبرانی دوستت دارم به زندان جفایت گرکشانی دوستت دارم به پیش خلق گرنتوان حدیث عشق راگفتن درون سینه تنگم نهانی دوستت دارم به جرم عشق توصدزخم کاری برجگردارم جگر سهل است گرخونم فشانی دوستت دارم چه حاصل ازجفاکردن چه سود از مهر ورزیدن مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم به چشمان توسوگند ای گل زیبا مرا هر چند سزاوار حریم خود ندانی دوستت دارم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 17:54 توسط الهام |
|
|
امروز بعد ار دو روز تعطیلی کسالت بار رفتم سر کار. خدا رو شکر جایی که کار می کنم یه محیط شادیه یه آزمایشگاه که مخصوص آزمایشات قبل ازدواجه. تو این ۳سال که اونجا کار می کنم چیزای عجیب غریب زیادی دیدم از ازدواجهای نا متعارف و غیر معقول تا تجربه هایی که اصلا دلم نمی خواد جزو باورهام بشه. از روزی که سر کار رفتم با خودم عهد کردم با همه از مستخد م گرفته تا رئیس رفتار محترمانه و با محبتی داشته باشم .معتقد بودم محیط کاری که بین همکارا صمیمیت و احترام وجود داشته باشه یه محیط ایده آله واسه همین از همون روز اول سعی کردم یه رابطه صمیمانه ایی با همه بر قرار کنم فکر می کردم موفق شدم چون کسی رو که به غد بودن معروف بود رو تونسته بودم با خودم همراه کنم. اما از ۲ماه پیش فهمیدم هر کس لایق محبتهای ما نیست فهمیدم عقیدم اشتباه بوده وبا هر کسی نمی شه صمیمی شد.چون اگه طرف جنبه نداشته باشه و بخوایم باهاش خیلی صمیمی باشیم فکر می کنه رئیس ما شده وگاهی توقع یه اظهار عقیده از طرف ما رو نداره و اگه کاری که بهش محول شده رو خوب انجام نده و ما بهش گوشزد کنیم توهین به خودش تلقی می کنه و جوری رفتار می کنه مثل اینکه حرف نا بخشودنی زدیم. اما کاش اینجور نبودو می تونستم محیط کارو به یه محیط فوق العاده ایده آل تبدیل کنم. یعنی واقعا نظرم اشتباهه که باید با هر کس صرفنظر ازمقامی که داره رفتار کنیم؟؟؟رفتاری توام با احترام و صمیمیت؟؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 17:53 توسط الهام |
|
|
گامهایم از رفتن در تاریکی به ستوه آمده اند تنم آرزوی فراموشی دارد ولی هنوز قلبم چون شمعی می سوزد ومن برین کوره راههای ناهموار به امید دیدار تو روان هستم! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 19:22 توسط الهام |
|
|
در تمام لحظه هایم هیچکس قصه انسانیم را حس نکرد آسمان غم گرفته هیجگاه دیده بارانیم را حس نکرد انکه سامان غزلهایم از اوست
بی سروسامانیم را حس نکرد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 9:27 توسط الهام |
|
|
این متن رو بهار دوست خوبم از استرالیا برام میل زده آدمي دو قلب دارد. وقتي تو مي رنجي او مي بخشد... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 9:33 توسط الهام |
|
|
کارتون اسکروچ رو که حتما دیدید؟ تا حالا با کسانی که خصو صیاتشون مثل اسکروچه ارتباط داشتید؟ جدا آدم دلش می خواد یه وقتا از دست خسا ستشون سرشو بزنه به دیوار! و خونواده باشه می خواد یه دوست باشه. فکر کن با یه نفر اسکروچ صفت دوست باشی آشنا به فکر مسائل مادی واقتصادی باشه. یه وقتا می مونی چه رفتاری باهاش داشته باشی اگه مثل خودش رفتار کنی و بهش زنگ نزنی یواش یواش دوستیتون به تاریخ می پیونده واگه همیشه تو زنگ بزنی و حالشو بپرسی که می شه یه دوستی یه طرفه. فقط باید امیدوار باشی و دعا کنی بشه و بشه یه آدم دیگه. اینا روبه سفارش نسیم برا کسی نوشتم که از دست خساستش فریاد خونوادش و دوستاش به هفت آسمون هم رسیده !!حالا جدا از شوخی می خوام به او وبه همه کسانی که یه جورایی مثل اسکوروچ هستن بگم سخاوت رو از بارون یاد بگیرید که چه مهربانانه بر همه دوست داشتنی های این دنیا می باره .اگه کسی براتون ارزش داره باید مثل بارون سخاوتمندانه بر زندگیش ببارید. سخاوتمندو دریادل باشید.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 16:21 توسط الهام |
|
|
اینم برا گنده لاتای محله عاشقی عشق فقط عشق لاتی پری وزری وعمه فاطی عرق سگی آبجو قاطی حبس ابد بی ملاقاتی فکر نکن گنده لاتیم بابا ما فقط خاطرخواتیم |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 16:17 توسط الهام |
|
|
تا حالا شده دلت بهونه مهربونیاشو بگیره و بخوای مثل یه پرنده پر بکشی پرواز کنی و بر بام دلش بشینی وبراش قشنگترین آوازها رو بخونی تا بلکه این بار آوازهات به دلش بشینه؟ گاهی یه نگاه می شه همه زندگیت وهمه آرزوت جوری تو دلت نفوذ می کنه که دوست داری امتداد همه لحظه ها تکرار با او بودن باشه اما گاهی پیش میاد وقتی خوب نگاه می کنی می بینی دیواهای فاصله تا نا کجا آباد کشیده شده. امروز برا من از اون روزاست دلم خیلی بی تابه و مدام بهونه می گیره. بارها برایش گفتم: در میان من و تو فاصله هاست گاه می اندیشم می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری تو توانایی بخشش داری دستهای تو توانایی ان را دارد که مرا زندگانی بخشد چشمهای تو به من می بخشد شور عشق و مستی وتو چون مصرع شعری زیبا سطربرجسته ای از زندگی من هستی
اما او رفت وبه سادگی گذشت آرزوی بهترین ها رو دارم وازش ممنونم که من رو با الفبای عاشقی آشنا کرد امیدوارم شادو پیروزو خوشبخت باشه. |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 18:13 توسط الهام |
|
|
می دونی فرق تو با فرقون چیه؟ فرقون گل می بره تو دل.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 16:45 توسط الهام |
|
|
گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست گفتي که کمي فکر خودم باشم و آنوقت جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 8:48 توسط الهام |
|
|
سلام به پویندگان راه عشق جایگاه عشق تو زندگی ما کجاست؟وچرا این روزا بیشتر آدما عشق رو با معیارهای ظاهری ومادی می سنجند؟دلیل اینکه این روزا بیشترجوونا یه روزعاشقن و یه روز فارغ چیه؟ معنای عشق تغییر کرده یا ما راه رو اشتباهی می ریم؟وایا واقعاا تو زندگی همه ما عشق به معنای واقعیش وجود داره واگه وجود داره چرا همش تو وبلاگها از بی وفایی می گن واز جدایی؟ واگه کسی از عشق بگه دوران کوتاهی داره وعشقیه زودگذر که شاید اشتباهی بهش عشق می گیم.مگه معنای واقعی عشق به وصاله؟ البته هستن کسانی که عشقشون رو جاودانه می کنن هر روز این عشق در زندگیشون پررنگ پررنگتر میشه اما تعدادشون خیلی کمه. عشق واقعی زندگی سازه نه از بین برنده روح زندگی.عشق یعنی دلهره شیرینی که ما رو به سوی آینده ایی بهترو زیباتر هدایت می کنه نه یه دلهره تلخ که ما رو از حرکت باز داره افسردمون کنه ویه گوشه بشینیم و فقط از بی مهری بگیم. میگن اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي تضميني بر اين نيست كه او هم همين كار رو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش فقط منتظر باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه، و اگه اين طور نشد خوشحال باش كه توي دل تو رشد كرده عشق کسی باشه یعنی یه عشق دو طرفه اما اگه تو دوست خوبم عاشقی ولی نتونستی راهی برای موندگار شدن تو قلب یارت پیدا کنی باز هم نیمی از راه خوشبختی رو رفتی. باور کنید نمی خوام شعار بدم چون خودمم عاشقم وتنها آرزوم این بوده که روزی توقلبش مهمون همیشگیش بشم.اما حالا که نتونستم راهی به سوی قلبش پیدا کنم باید همه درها رو به روی شادی ببندم؟ اگه عاشقی وبرای رهایی از غم عشق تو دلت کلکسیون عشق درست کنی ومدام از این عشق به عشق دیگری دل خوش کنی راه رو به اشتباه میری نمی خوام بگم تا آخر عمرت به پای یه عشق بمون وبسوز اما در جستجوی کسی باش که لایق عشقت باشه نه اینکه به هر کس که تو مسیر زندگیت قرار گرفت دل خوش کنی فقط برای فراموش کردن عشقی که تنهات گذاشته. به امید روزی که عشق به معنای واقعیش تو زندگی همه ما جاری بشه. در زندگی مسافر همیشگی جاده عشق باشید. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 17:26 توسط الهام |
|
|
بگذار که در حسرت ديدار بميرم... در حسرت ديدار تو بگذار بميرم... دشوار بود مردن و روي تو نديدن... بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم... بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ... در وحشت و اندوه شب تار بميرم... بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب.... دربستر اشک افتم و ناچار بميرم... ميميرم از اين درد که جان دگرم نيست... تا از غم عشق تو دگر بار بميرم... تا بوده ام اي دوست وفادار تو هستم... بگذار بدانگونه وفادار بميرم...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 16:50 توسط الهام |
|
|
صبر كن عشق زمين گير شود بعد برو يا دل از ديدن تو سير شود بعد برو اي كبوتر به كجا؟قدر دگر تاب بيار آسمان پاي پرت پير شود بعد برو تو اگر كوچ كني بغض گلو مي شكند صبر كن گريه به زنجير شود بعد برو خواب ديدي شبي از راه سوارت آمد باش تا خواب تو تعبير شود بعد برو...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 15:1 توسط الهام |
|
|
سلام به همه کسانی که به دنبال خوشبختین نمیدونم تا حالا یه سر به دلت زدی یا نه؟اگر دلت توقصر شیشه ایی آرزوهات زندونی نباشه می تونی شبنم های عاطفه را که بی تابانه منتظر نشستن به روی یه قلب مهربونن رو ببینی. درسته نازنین میشه گاهی تو حجم یه نگاه گم شد میشه با یه نگاه همراه شد میشه تو آسمون پر ستاره زندگی اوج گرفت و رفت و رفت تا بی نهایت نورو روشنایی.همه اینها یه نشونس یه نشونه از خوشبختی . چرا به جای یافتن نشونه ها تو باغ هزار رنگ زندگیت سرگردون جاده های بی قراری می شی . خوشبختی با متولد شدنت همراه لحظه لحظه زندگیت می شه.............. خوشبختی همون لحظه ایی که دلت رو به مسلخ گاه عشق می بری تا قربانی شیداترین دلها کنی دلی شیدا که وجودش را فانوسی ساخته که نورش روشنایی بخش راهی باشه که تورا به هر آنچه خوبی است می رساند. خوشبختی پرواز در فضای نیلگون احساسه لحظه آزادی کبوترانی ست که نغمه دلدادگی سر داده اند خوشبختی همواره تو وجود توست فقط نگاهت رو آسمونی کن تا خوشبختی رو باور کنی. به امید زندگی سرشار از خوشبختی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 17:3 توسط الهام |
|
|
سلام تو اولین نوشتم می خواستم از دوستان خوبم که یه جورایی کمکم کردن تا این وبلاگ رو بزنم تشکر کنم اما حواس که ندارم اما می گن ماهی رو هر وقت از آب بگیری می میره بگن دوستشون دارم وممنونشونم. از علی کمی تا قسمتی بی معرفت جونم که تو این مدت مشوقم بوده از امین که اسم وبلاگ رو پیشنهاد داد و همیشه نوشته هاش همدم تنهایی هام بوده واز خواهر گلم که تو طراحی وبلاگ خیلی خیلی کمکم کرد .برای همشون آرزوی بهترین ها رو دارم وازشون می خوام برام دعا کنن تا به زودی پرواز تو آسمون آرزوهام رو تجربه کنم. من بیقرارو تشنه پروازم تا کجا رسم به هم آوازم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 22:46 توسط الهام |
|
|
یک نفر آمد صدایم کردو رفت باصدایش آشنایم کرد ورفت پشت پرچین شقایق که رسید ناگهان تنها رهایم کرد ورفت |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 17:33 توسط الهام |
|
|
امروز میخوام در مورد کراک بنویسم ماده ایی که این روزا باعث مرگ خیلی از جونا شده. حتما این روزا خیلی در موردش شنیدید ماده ایی که در مدت کوتاهی تمام سیستم بدن رواز کار می ندازه وزخمهای عمیقی در بدن ایجاد می کنه و یه چیزایی مثل کرمهای رنگی از زخمها بیرون میاد. اینجور که شنیدم حتی بدنشون متلاشی می شه. چند شب پیش یه مستند در مورد کراک از تلویزیون پخش شد من که ندیدم ولی وقتی برام تعریف کردن حالم بدجوری بد شد. موضوعی که باعث شد این مطلب و بنویسم مشکل یکی از دوستامه همسرش مدتیه معتاد به کراک شده این جور که دکترا می گن کبدش از کار افتاده وتا سه ماه دیگه بیشتر زنده نیست حالا پشیمون شده ومرتب بچه هاشو بغل می کنه وگریه می کنه.اخه یکی نیست به این جور ادما بگه خودخواهیم حدی داره اخه پشیمونی اون واسه بچه هاش پدرو برای هسر ۲۴ سالش شریک زندگی می شه . واقعا جای تعجب داره کسی بدونه نهایت به اصطلاح این خوشیها!!!!مرگه ولی باز هم به طرفش بره .بیایید واسه همه اونایی درگیر این جور وابستگیها شدنددعا کنیم خیلی زودتر قبل از اینکه به انتهای راه برسن راه درست رو در زندگیشون پیدا کنن . کاش هیچ جوونی هیچ وقت وابسته به چنین موادی نشه .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 23:10 توسط الهام |
|
|
الو سلام منزل خداست؟ این منم مزاحمی که اشناست هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است به ما که می رسد حساب بنده هایتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟ چرا صدایتان نمی رسد ؟صدای من چطور؟ خوب وصاف وواضح ورساست؟ اگراجازه می دهی برایت دردودل کنم شنیده ام که گریه برتمام دردها شفاست دل مرا بخوان به سوی خود تا سبک شوم.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 17:38 توسط الهام |
|
|
سلام سلام سلام اول از همه میخوام از دوست گلم غزاله تشکر کنم که بهم پیشنهاد داد این وبلاگ وبزنم نمیخوام تو این وبلاگ فقط از شادیها بنویسم یا فقط از غمها بگم چون میگن زندگی مثل پیانو می مونه دکمه های سفید برا شادیها دکمه های سیاه واسه غمها اما زمانی میتونیم اهنگ زیبایی بنوازیم که دکمه های سیاه وسفید رو با هم فشار بدیم. با ارزوی بهترین ها برای دوستان خوبم |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 11:53 توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من به خود می گویم که چرا تنهایم ودراین تنهایی هیچکس نیست که با کوک دلم ساز کند هیچکس نیست کز احساس دلم سهم برد ودر اندیشه این تنهایی همچنان تنهایم
|
| پیوندهای روزانه |
|
غزل پرسه کلبه تنهایی من او ندارم کوه غم صهبای رضوان حریم عشق mitridats غریبه روزمرگی قلب من مال کیه؟ آدمها رو عشقشون پا میذارن آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
زمزمه با خدا راهی به سوی خوشبختی غزلهای دلم کنترل ذهن و مثبت اندیشی رازهایی در مورد عشق داستان ازدواج موفق بال هایت را کجا جا گذاشتی؟(عرفان نظر آهاری) |
|
RSS
|
|
كل بازديد ها :
|